تبلیغات
بابا لنگ دراز - اندر حکایت شهر ما
 
» تعداد مطالب :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

نزدیک محل کار من یک چهارراه شلوغ و پرترافیکه.
صبح ها، اول وقت، یه خانومی با ماشین مدل بالا و گرون قیمت میاد،
ماشینو یه جایی که از چهارراه دیده بشه و بتونه مراقبش باشه پارک می کنه،
از ماشین پیاده می شه،
در صندوق عقب رو باز می کنه،
یه سری جعبه های دستمال کاغذی رو درمیاره،
میاد و تا غروب آفتاب لابلای ماشینای پشت چراغ قرمز می چرخه و با یه لحن درب و داغون، مردم رو به تمام معصومین و مقدسات قسم می ده که رحم داشته باشید و به من بدبخت بیچاره ی فلک زده کمک کنید...!!!

در چنین شهری زندگی می کنیم ما!



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
fatemeh.. چهارشنبه 22 مهر 1394 02:38 ب.ظ
وای خدای من...
ینی تا این حد.........
صحبت جانانه دوشنبه 20 مهر 1394 06:34 ب.ظ
چی به سر اعتماد میاره این درویی و دروغ و بی صداقتی
سید شنبه 18 مهر 1394 08:18 ق.ظ
سلام الهی تاقیامت زنده باشید
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
ممنون استاد . خیلی مفتخر کردید سرزدید.
مریم شنبه 11 مهر 1394 08:16 ب.ظ
عجب آدمی...
بلا به دور
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
روزگار عجیبیه واقعا
NANA پنجشنبه 9 مهر 1394 01:27 ب.ظ
=سلام


+من درهرصورت نمیتونم بخودم بقبولونم که نیازمندنیست...ودلم میسوزه

+وبارهاوبارهابراشون توخیابون گریه کردم!!!


+خیلیامیگین ولی باورم نمیشه..اخه کی غرورشومیزاره...دستشوجلوبقیه درازمیکنه....تااینکه مجبورنباوشه؟
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
بعضی آدما برای پول هر کاری می کنند
غرور که هیچ ...
مهرانا پنجشنبه 9 مهر 1394 08:39 ق.ظ
سلام
جدا؟!
من شنیده بودم این قشر تظاهر به قفر میکنن ولی راستش باور داشتن این قدر تمکن مالی دیگه خیلی مشکله!!!
عزت ز قناعت است و خواری ز طمع
با عزت خود بساز و خواری مطلب
در مورد اینا خیلی خوب صدق میکنه!

راستی عزیزم ببخش اگر برای پست قبل نظر ندادم من وحشت زائدالوصفی نسبت به این موجودی که عکسش رو گذاشتی دارم.وقتی یه خورده از عکس رو دیدم دیگه جرات پایین تر اومدن نداشتم و پست رو تا آخر نخوندم!من از عکس تصور فیلم و هر چیزی که من رو یاد اون بندازه میترسم.
اصلا شاید عکسِ حیوون دیگه ای بود ولی خب ترسیم!ببخشید
پستت باعث شد فکر پست جدید در مورد ترسم بزنه به سرم و به زودی مینویسم اگر جرات کنم
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
عکس رو برداشتم
منتظرم پستش رو بنویسی
زهرا طلا خانوم بلا پنجشنبه 9 مهر 1394 01:23 ق.ظ
خداــےآ … این ســــرنوشتــے ڪـــ ہ برام بافتـــے ،

قسمتِــــ یـــــقـ ه‌اشْ یـ ه خورده تنگـ ه !!!

قربــــــونْ دستتــــ ، شلــــشْ کـטּ

دارم خــــفـ ه مــےشم
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
زهرا طلا خانوم بلا پنجشنبه 9 مهر 1394 01:22 ق.ظ
سلام خوبی؟
چندد وقته نیومدم نت ینی نبودم ک بیام
آپم منتظرتم
سادات چهارشنبه 8 مهر 1394 07:16 ب.ظ
این روزا بیشتر آدما دروغ می گن آدم نمی دونه به کدومشون باید اطمینان کرد
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
حق با شماست. باید شناختمون رو از آدما بالا ببریم تا دچار مشکل نشیم
Mina چهارشنبه 8 مهر 1394 06:32 ب.ظ
هان
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
واقعی بود
رز صورتی چهارشنبه 8 مهر 1394 03:45 ب.ظ
انقدر این ادما زیاد شدن و همچنین این خبرا...و جالب تر اش اینه که دیگه ادم تعجب نمیکنه:-/
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
در واقع اگر ببینی یکی شون واقعا فقیره جای تعجب داره!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.