تبلیغات
بابا لنگ دراز - صبحانه با طعم کوفت!
 
» تعداد مطالب :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

صبح، توی حلیم فروشی نشسته بودیم به خوردن، که خانومه اومد بالاسرمون و دستشو دراز کرد برای گدایی. لباس ژنده و پاره و کثیفی به تن داشت، بچه اش را به پشت بسته بود. سر و وضع ش نشون می داد باید تبعه ی پاکستان باشد یا نهایتا از روستاهای مرزی، از آن ایل و طایفه هایی که هر سال، این موقع به شهرهای بزرگ سرازیر می شوند و چه بسا خیلی هاشون هم واقعا مستحق کمک نیستند و توی گدایی، حرفه ای شدن و مشاهدات قبلی من نشون می داد، توی اینها آدمهایی هستند که درآمدشون از یک آدم تحصیلکرده ی آبرومند به مراتب بیشتره...

صدقه کار خوبیه، به شرطی که به اهلش برسه، وگرنه تبدیل می شه به تشویق تکدی گری، ترویج دروغ و دغل و تایید گداپروری و بیعاری! آدم بی احساسی نیستم، اما در این جور مواقع، معمولا ترجیح می دم صدقه رو یا بریزم به  صندوق های کمیته امداد یا نهایتا از طریق خیریه ها عمل کنم. 

خانومه همچنان ایستاده بود بالای سرم. دستی مملو از چرک و سیاهی به سمتم دراز بود، بچه ش با صورتی که معلوم بود هفته هاست آبی بهش نخورده روی دوشش بخواب رفته بود و آب دهن آویزون و دماغ و ...... (ینی بیش از این صحنه پردازی کنم وعده ی غذای بعدی رو بی خیال می شید!) باید یه جوری از دستش خلاص می شدم. جواب منفی به گدای حرفه ای ، یعنی اصرار و پافشاری بیشتر... موندن بیشتر اون، یعنی زهرمار شدن صبحانه ت! چاره ای نبود... پولی بهش دادم و خلاص...



به این فکر می کردم که ؛ وضع بعضی از بنده های خدا اونقدر خراب می شه، اونقدر گند می زنند، اونقدر چرک و پلشتی بالا میارن که خدا - قبل از اینکه اونا دستی به آسمون بلند کنند - همه چی بهشون می ده. یه جوری بهشون مال و منال و رفیق و مقام و منصب می رسونه که حالا حالاها در خونه ی خدا آفتابی نشن و حال اهل ملکوت رو به هم نزنند...


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
زهرا.م سه شنبه 12 آبان 1394 09:32 ب.ظ
اسم شما رو تو وب آتیش پاره‌هادیدم و کنجکاو شدم و خواستم وبتو ببینم رو بعد خوشم اومد
جالبه
لایک دارین شما...
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
ممنونم از حضورت . خوشحالم کردی
شوکا پنجشنبه 7 آبان 1394 03:01 ب.ظ


موضوعات جالب دارید

افرین ب این همارت
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
آفرین به چی؟! متوجه نشدم
به هرحال ممنون که تشریف آورید
چهارشنبه 6 آبان 1394 10:50 ب.ظ
سلام این پیامو امروز تو یکی از وبلاگا دیدم منم بهش عمل کردم.. این پیام مال من نیست ولی بخونیدش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش.ممنون....
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
این هم از مظلومیت حضرت زینبه...
ما کی می خواهیم یاد بگیریم که دین ما دین منطق و عقل و فهم و دوری از خرافاته...
خدایا به همه مون رحم کن
شهرزاد سه شنبه 5 آبان 1394 10:46 ب.ظ
درسته به تناسب اختلافات مسئولیت هامون فرق میکنه اما از کجا معلوم اگه شخصی شرایط شخص دیگه ای رو میداشت بهتر از اینی که هست عمل نمیکرد...مثلا همین کولی شاید اگه بش فرصت یه زندگی بهتر داده میشد، اونم به بهترین شکل استفاده میکرد
خودمون انتخاب نکردیم چه شکلی باشیم به نظرم سرنوشت همه ی ما از قبل مقدر شده، ما اون چیزی نمیشیم که میخوایم ما اون چیزی هستیم و خواهیم بود که مقدر شده
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
به همه ی ما فرصت زندگی بهتر داده شده. اختیار ما در انتخاب راههای مختلف نشانی از این فرصته. مشکل توی اختلافی هست که ما از «زندگی بهتر» داریم. یعنی این یک معنای نسبی هست و بسته به دیدگاههای مختلف متغیره. یک نفر، شاید در شرایطی به مراتب بدتر از این کولی، توی بچگی در مملکت غریب با مادر بیمار، مجبوره از سطل های زباله غذا پیدا کنه و بعدها می شه «دکترحسابی» (کتاب استاد عشق را بخوانید) و یکی در بهترین شرایط اقتصادی و خانوادگی می شه یک قاتل و دزد و جنایتکار. (که نمونه ش فراوانه) پس انسان این قدرت رو داره که در هر شرایطی «زندگی بهتر» بسازه و این بسته به انتخابهاش هست نه شرایطی که توش زاده شده. البته این جواب واقعا ناقصه و توی محیط وبلاگ بیش از این نمی شه انتظار داشت اما برای درک بهتر مسئله ی تقدیر و جبر و اختیار پیشنهادم اینه کتاب «عدل الهی» مرحوم مطهری رو بخونید.
مهرانا سه شنبه 5 آبان 1394 09:36 ب.ظ
سلام
وقت بخیر!
راستش من جدیدا دیگه به گدا پول نمیدم!اما از دست فروش خیلی خرید میکنم
مناعت طبع،توی بعضی آدما مرده!
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
موافقم. علت عمده ی ترویج این وضعیت ، گداپروری ماست. باید بیشتر رعایت کنیم وگرنه میشیم مثل هند که وقتی یک توریست پاشو اونجا می ذاره گدا از سرو کولش بالا می ره...
لیلی سه شنبه 5 آبان 1394 06:55 ب.ظ
ممنونم من مقاله رو مطالعه کردم...
ما به اسمش نگاه کردیم و همراه دوستان عضو شدیم ،گروه خانم ها بودند فقط ،و تاکید داشتند به ذکر جمعی صلوات...و بین فایل های صوتی آیات فرآن مطرح می شد...کتابی که ارائه شده به صورت پی دی اف تو کشور چاپ شده و این شک برانگیز بود که چطور این کتاب مجوز چاپ پیدا کرده...!!

بازم ممنونم از توجه و راهنمایی شما
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
این متاسفانه بخاطر کوتاهی مسئولین امر هست. واقعا جای تأسف داره که چطور این گروهک ها و فرقه ها اینطور آزادانه توی مملکت فعالیت می کنند و کسی باهاشون برخورد نمی کنه
سه شنبه 5 آبان 1394 03:32 ب.ظ
ُسلام
آره واقعا ولی خب آدم نمیتونه اینا رو تشخیص بده خب ! من معمولا عذاب وجدان میگیرم اینجور موقع ها و نمیدونم کار درست کدومه ؟
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
چون اسمتون رو ننوشتید گمان می کنم شما خانم «راه میانه» باشید! درسته؟!! این ننوشتن نام ایشون داره توی کل نت معروف می شه آخه!
رز صورتی سه شنبه 5 آبان 1394 03:50 ق.ظ
قشنگ بود...جای فکر زیاد داره...
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
ممنون که دنبال می کنی
شهرزاد سه شنبه 5 آبان 1394 01:59 ق.ظ
میشه از یه جنبه ی دیگه هم نگاه کرد اگه کولی ها نبودن بچه ها رو از چی میترسوندیم؟؟:))
ولی چه سرنوشت تلخی دارن حقیقتا...
راستی چرا میگن خدا بین بنده هاش فرق نمیزاره،همه ی ما سرشار از اختلافیم :|
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
برای سوالت جواب دارم . اما اینجا جا نمی شه
مهم اینه که به تناسب همین اختلافات هم بار مسئولیت روی دوشمون هست. عدالت به معنای مساوات نیست. به معنای همین تناسب مسئولیت با امکاناته. هر که بامش بیش برفش بیشتر
مریم بانو دوشنبه 4 آبان 1394 11:18 ب.ظ
چه تشبیه جالبی اخرش داشت...
جالب بود واقعا... راست میگین...
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
ممنون از حضورت
Maryam دوشنبه 4 آبان 1394 11:00 ب.ظ
اررررره منم با جمله اخریه موافقم
صبحانه نوش جانت
من دلم نمیاد کمک نکنم!!
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
بله . اغلب خانوما دلشون نمیاد کمک نکنند. جایی می خوندم که برای بچه هایی که سرچهارراهها گدایی می کنند به جای پول خوراکی و میوه دم دست داشته باشید بدین.
اغلب اینها سوء تغذیه دارن و پولی هم که می دین نصیب خودشون نمی شه
بنظرم خیلی پیشنهاد خوبیه
لیلی دوشنبه 4 آبان 1394 10:59 ب.ظ
ممنونم از راهنماییتون حتما مطالعه میکنم.
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
خواهش می کنم. ان شاءالله مفید باشه
راه میانه دوشنبه 4 آبان 1394 09:19 ب.ظ
فكر می كنم تمام خلقت و كارهای خداوند از روی حكمت است
و ما حكمت بسیاری از امور را نمی دانیم...
به امید روزی كه شاهد هیچ فرد متكدی نباشیم
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
ممنونم از حضورتون
Mina دوشنبه 4 آبان 1394 08:29 ب.ظ
بی خیال.
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
لیلی دوشنبه 4 آبان 1394 02:33 ب.ظ
همه جورش هست ،ممنون میشم پست من بخونید و راهنمایی کنید
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
نظرم رو نوشتم . برای اطلاع بیشتر به صفحه ای که لینکش در سمت راست وبلاگ اومده با عنوان فرقه های انحرافی را چگونه بشناسیم، مراجعه کنید
Meredith دوشنبه 4 آبان 1394 11:51 ق.ظ
تا حالا اینجوری به جمله آخر فکر نکرده بودم! هووووم نمیدونم! خدا مثل ما نیست که اینجوری بکنه....خدا خیلی مهربونه ،خیلی
هرچقدرم یکی بد باشه بازم خدا حالش ازش بهم نمیخوره،همیشه منتظرشه شاید برگرده....خدای من که اینجوریه،مطمنم
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
همینطوره
در واقع استعاره ای بود این اصطلاح در جواب اونایی که فکر می کنند چرا خدا به کسانی که بهش پشت می کنند گاهی اینقدر ناز و نعمت می ده
اصطلاحی که در متون اعتقادی ما اومده، واگذاشتن انسان به خودشه. در قرآن هم بارها از این جور آدمها که دیگه امیدی به بازگشتشون نیست یاد شده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.