تبلیغات
بابا لنگ دراز - هیچ چیز ناممکن نیست
 
» تعداد مطالب :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

(این مطلب و چند مطلب دیگه در روزهای آتی رو از وبلاگ قبلی خودم که توی بلاگفا پست های شهریورش به رحمت خدا رفت اینجا گذاشتم تا بمونه و بقیه هم بخونند. اگر از خواننده های قبلی هستید، بابت تکرارش عذرخواهی می کنم)

دختری از آشنایان قدیم، از من برای حل مشکلش راهنمایی خواست. مشکلش این بود که پسری رو دوست می داشت، ولی نمی تونست بهش بگه، پسره هم توجهی بهش نداشت و بنظر می رسید دلش جای دیگه گیر باشه...

خیلی تلخه توی جامعه ی سنتی و بسته ی امروز، دختری عاشق پسری بشه و نتونه کاری کنه...

*     *    *

 کمتر از دوسال بعد، توی کسانی که ازم مشاوره می گرفتند، پسری بود که این دختر رو خیلی دوست داشت و به شدت عاشقش بود. اما متأسفانه دختر، بهش جواب منفی داده بود و اون رو مناسب خودش نمی دونست.

 

این همون پسر بود!

دنیای عجیبیه. خیلی عجیب. نه؟



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
صحبت جانانه دوشنبه 20 مهر 1394 06:41 ب.ظ
وای
:(

خدا خودش رحم کنه به ما بنده های ضعیفش
دلم سوخت
بدیشم اینه که آدما حکمت بلد نیستن و حسرت می خورن و امید واهی می بندن و...
سادات سه شنبه 7 مهر 1394 06:04 ب.ظ
برای چی؟
بابا لنگ دراز پاسخ داد:
برای اینکه ظرف این مدت نظرات هر دو نفر عوض شده بود و حالا قضیه برعکس بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.